تبليغاتX
شبگیر -
حقوق بشر
شاعری ایست به نام "نانام".فضای غریبی برایت فراهم میاورد. با هم تقسیم اش میکنیم.شعرها نیز همه بر گرفته است از سایت دوات

اشاره : شش شعر اول  از دفتريست ‌ که اخيراْ منتشر شده است: « نبايد با ژوليت خوابيد و رومئو نبود»

 

In Dust Rial

 

سه‏ شنبه به تدريج توليد می ‏شد

بيرون ِ در گرسنگی و معده لواط می‏ كردند

دوشنبه بود.

زنبيلی در دست وارد شد

غدد مغزی شب را روی ميز گذاشت

و گفت: امشب كپسول فضا را در مقعد فرويد فرو می‏كنم

                                                               تا ستاره‏ ها جنسی شوند.

يك روز به عقب رفتم

و در تختی كه پستان ‏هايش را پرستيده بودم

                                       دستانم را حذف كردم.

با سبدی برگشت

گرسنگی و سه ‏شنبه را روی ميز گذاشت و گفت:

ديگر به روزه گرفتن نيازی نيست:

دستانت توليد شده ‏اند.


چهارشنبه بود.

 

***

 

ژاپن

پنج نسندلی به دور ِ يک نميز
يک نقوری
             و يک نادم

يک نروز
يک نديوار
        ( و يک رونرو).


***


زبان دوم من فارسی‌ست
زبان اولم فراموشی
و زبان مادری‌ام سکوت


***


(همه‌ی حقايق) Homeland


قله‌ی قاف با خانه‌ی من چهار ايستگاه فاصله دارد:
ايستگاه اول لانه‌ی سيمرغی‌ست بي‌پر
ايستگاه دوم لانه‌ی سيمرغی‌ست بی‌آسمان
ايستگاه سوم باغ وحشی‌ست که در آن سيمرغ دوم زندانی‌ست
و ايستگاه چهارم تلويزيونی‌ست
که در آن
سيمرغ اول سيمرغ سوم را می‌کند


***


مرگ گاهی هم رِگل می‌شود
نوار بهداستی‌های مصرفی‌اش آن وقت
می‌شود مرگ‌های ما


***


مرگ سه قدم برمی‌دارد
دو قدمی من
خيزی بلند
رد و بدل می‌شويم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 15:40  توسط بهنام دارایی زاده  |