تبليغاتX
شبگیر -
حقوق بشر

 «ساندينيست ها» روح دموكرات امريكاي لاتين

 

 

 

 

بهنام دارایی زاده

 

براي ما ايراني ها، پيگيري اوضاع سياسي در امريكاي لاتين همواره همراه با جذابيت های به خصوصي  بوده . شباهت هاي فراوان، در بافت سياسي – اقتصادي و حتي اجتماعي اين كشورها با جامعه ما، به گونه اي است  كه با اندكي دقت نظر به رگه هاي آشنای بسیاری با ساخت اجتماعي  خود برمي خوريم.

 

 

قدرت گيري نمايندگان جنبش  هاي چپ امريكاي لاتين، در فرآيندي دموكراتيك و از طريق انتخابات آزاد، موضوعي است كه در ظرف اين چند سال اخير، تقريبا در غالب محافل سياسي – روشنفكري ايران از آن بحث شده است.

بي شك روي كار آمدن ساندينيست ها پس از 16 سال، در انتخابات رياست جمهوري نيكاراگوئه، اتحاد كاسترو و چاوز و مورالس را در كنار «لولا» در برزيل و «باچلت» در شيلي مستحكم تر خواهد كرد.

پس از 16 سال دور ماندن از قدرت، «دانيل اورتگا» رهبر 61 ساله ساندينيست ها موفق شد با شكست ساير رقيبان، به مقام رياست جمهوري نيكاراگوئه برسد. نام «دانيل اورتگا» يادآور جنبش مسلحانه – ماركسيستي ساندينيست ها در سالهاي پاياني دهه هفتاد است. سال 1979 زماني كه آنها موفق شدند حكومت سوموزا  را پس از چهل سال ديكتاتوري و خفقان سياسي، سرنگون كنند و زمام امور را در يكي از فقيرترين  كشورهاي آمريكاي لاتين در دست بگيرند. كشوري كه به واسطه سالها حكومت ديكتاتوري و كمبود منابع طبيعي و ضعف مديريت از فقر شديد و نابرابري اقتصادي رنج مي برد، به طوري كه بيش از 60% ثروت كشور تنها در دست 20% جمعيت آن بوده و هنوز نيز پس از گذشت بيش از ربع قرن از يك سو  به سبب جنگ هاي داخلي و اعمال تحريم هاي گسترده ايالات متحده در دهه هشتاد و از سويي ديگر به خاطر اتخاذ سياست هاي اشتباه نئوليبرالي در سالهاي پس از آن، اقتصاد كشور در وضعيت ناگواری به سر مي برد.

در سالهاي آغازين دهه هشتاد، ساندينيست ها از يك طرف به خاطر اقدامات راديكالشان در مصادره و تعديل اموال مالكين بزرگ و اشتراكي كردن زمين هاي زراعي كه سرانجام منجر به خروج گسترده سرمايه ها از كشور شد و از جانب ديگر به سبب درگير شدن در جنگي فرسايشي با شورشيان «كونترا» كه به شكل قابل ملاحظه اي از حمايت مالي – تشكيلاتي واشينگتن نیز برخوردار بودند، نتوانستند آن طور كه بايد به وعده هاي انقلابي خود در فراهم ساختن آموزش و بهداشت مناسب براي همگان و ديگر امور رفاهی که وعده اش را داده بودند  موفق شوند.

به گفته يكي از مقامات بلندپايه ساندينيست ها، در دهه هشتاد، تقريبا نيمي از توان دولت، صرف محافظت از دولت و انقلاب در مبارزه با شورشيان «كونترا» مي شد وجود اين نارسايي ها در مديريت كشور و بروز مشكلات و كاستي هاي ديگر خصوصا همان گونه كه گفته شد، درگير شدن كشور در جنگي داخلي   كه تا سال 90، نزديك به 30 هزار كشته بر جاي گذاشته بود منجر به آن شد كه پس از گفت وگو و امضاي موافقتنامه صلح با شورشيان، ساندينيست ها در انتخابات رياست جمهوري سال 90 با راي اكثريت مردم نيكاراگوئه از قدرت كنار گذاشته شوند.

 

به باور بسياري از كارشناسان، اقدام دموكراتيك ساندينيست ها در كناره گيري از قدرت و ارزش و احترامي كه آنان براي راي و نظر عمومي قائل شدند، براي يك گروه چريكي كه در واقعيت عینی جامعه   قدرت را در دست دارد آن هم در جغرافيايي به مانند امريكاي لاتين كه تاريخ اش سراسر آميخته است به ديكتاتوري و بي اعتنايي به راي مردم، حقيقتا جاي تقدير و تحسين دارد.

در طول دهه 90 و تا به امروز ساندينيست ها در تمامي انتخابات رياست جمهوري شركت كردند و هرچند آنان نتوانستند در هيچ از يك اين پنج دوره قدرت را مجددا در دست بگيرند، اما به موجب آمار رسمی  در چهار دوره انتخاباتي آنان داراي مقام دوم بوده اند كه اين خود نشان  از حفظ پايگاه اجتماعي آنان، خصوصا مابين طبقات پايين شهري  است. واقعيت مهمي وجود دارد؛ ساندينيست هاي كمتر شباهتي به آن انقلابيون پرشور و راديكال سالهاي نخستين دهه هشتاد دارند. انشعاب بزرگي در درون تشكيلات حزبي صورت گرفته است. پاره اي از رهبران طراز اول حزب مانند ارشتوكاردنال، گيوكانداپلي و راميرز از حزب جدا شده اند و به خاطر انتقادات جدي اي كه به رهبري حزب و به زعم آنها «چرخش ايدئولوژيكي» وي داشته اند، خود در صدد تاسيس تشكيلات تازه اي به نام «جنبش نوين ساندينيست ها» برآمده اند.

«اورتگا» خود به صراحت از تغيير و ملايم شدن مواضع فكري – سياسي خود نسبت به سالهاي دهه هشتاد سخن مي گويد. هرچند هنوز در اظهارنظرها، «سرمايه داري» را وحشي مي خواند اما به دنبال بهبود و گسترش رابطه با مقامات كاخ سفيد است و چشم داشتي نيز به عضويت در پيمان تجارت آزاد امريكا دارد. عليرغم اعلام مواضعي اينچنيني در جريان مبارزات انتخاباتي، اما باز سفير ايالات متحده سعي داشت «اورتگا» را كمونيستي تندرو معرفي كند كه با قدرت يابي او ضربه اي سخت به اقتصاد نيكاراگوئه وارد مي شود و حتي ممكن هست كمكهاي مالي واشينگتن نيز در پي پيروزي «اورتگا» در انتخابات قطع شود.

اما در موضع گيري ديگر، كاندوليزا رايس بعد از اعلام رسمي نتايج انتخابات توسط ديوان عالي نيكاراگوئه، اظهار داشت که كه هنوز بسيار زود است كه بخواهيم درخصوص سرنوشت آن كشور نظری بدهیم و در ادامه گفت كه واشينگتن به انتخاب مردم نيكاراگوئه احترام مي گذارد و منتظر اعلام برنامه دولت جديد خواهد ماند.

از ماه «ژانويه»، «دانيل اورتگا» براي مدت 5 سال رئيس جمهور قانوني كشورش خواهد بود. وي گفته است كه نيمي از مقامات دولتي را به زنان وا مي گذارد و تحصيلات را در مقطع ابتدايي رايگان خواهد كرد. زمين هاي دولتي را به كشاورزان واگذار میکند و در پي بهبود رابطه با ايالات برخواهد آمد.او گفت که  به تفكيك بين سرمايه داري وحشي و سرمايه گذاري خارجي اعتقاد دارد و در طول دوره رياست جمهوري اش درصدد خواهد بود که سرمايه هاي خارجي جلب کشورش کند. شخص «اورتگا» در تحقق اين اهداف با مسائل ديگري نيز درگير هست.که شاید خاص جوامع جهان سوم نیز نباشد: در جريان تبليغات انتخاباتي، دختر خوانده اش او را متهم به بدرفتاري جنسي با خود كرد و در محافل خبري نيز صحبت از نوعي سازش با رئيس جمهور سابق است كه به دنبال آن طرفين از نوعي مصونيت قضايي در قبال اتهامات وارده بر خوردار شده اند.

هرچند تمامي اينها وجود دارد و به يقين «اورتگا» با كارشكني هاي بيشتري نيز در طول دوران رياست جمهوري اش مواجه خواهد شد اما آنچه كه نام و ياد او را نه تنها در پهنه امريكاي لاتين بلكه در سراسر جهان يگانه مي كند، منش دموكراتيك او در پي ريزي جامعه اي مبتني بر سوسياليسم و ارزش هاي انساني است و اين آن چيزي است كه او را از ديكتاتور پير و بيمار هاوانا جدا مي كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 11:56  توسط بهنام دارایی زاده  |